السيد موسى الشبيري الزنجاني

6662

كتاب النكاح ( فارسى )

نفسه . « 1 » اين روايت اختصاص به خصى دارد . و در كتاب تهذيب و كتاب حسين بن سعيد هم همين طور آمده و كافى نيز به طريق خودش به حسين بن سعيد نقل مىكند و صدوق نيز در مقنع مطابق آن فتوا داده است . اين روايت موثقه به نوعى ظهور در مهر المسمى دارد زيرا ظاهر صداق همان مسمى است ، ولى اگر دليلى بر خلاف باشد مىتوان گفت مراد از صداق همان صداقى است كه قانوناً بايد بدهد و در اشباه و نظاير آن ثابت است كه در اين صورت ممكن است نصف باشد مثل عنن و يا بين دخول و غير دخول فرق كند ، اما ظاهر تعبير همان مهر المسمى است . 5 - الحسين بن سعيد عن صفوان عن ابن مسكان قال بعثت بمسأله مع ابن اعين قلت له سله عن خصى دلس نفسه لامرأة و دخل بها فوجدته خصياً قال يفرق بينهما و يوجع ظهره و يكون لها المهر بدخوله عليها . « 2 » ظاهر اين روايت اين است كه با خلوت كردن تمام المهر مستقر مىشود كه اگر خلوتى نشد مهريه‌اى هم نيست هر چند ظهورش از اين جهت دوم قوى نيست . در اين روايت حضرت با تغيير دخل بها به دخل عليها يك ضابط كلى را بيان كرده‌اند كه هرگاه خلوت براى مباشرت باشد مهريه بايد پرداخت شود حتى اگر مباشرت صورت نگيرد . و اين معيار كلى است هر چند سؤال ناظر به صورت مباشرت است . 6 - روايت قرب الاسناد : عبد الله بن الحسن العلوى عن جده عن على بن جعفر عن اخيه موسى بن جعفر عليه السلام : سألته عن خصى دلس نفسه لامرأة ما عليه قال يوجع ظهره و يفرق بينهما و عليه المهر كاملا و ان لم يدخل بها فعليه نصف المهر . « 3 » از اين روايت استفاده مىشود كه خصى حكم عنين را دارد كه اصل مهر ثابت است و موردش مختلف است كه گاهى نصف و گاهى كل مهر است .

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، همان ، باب 13 ، حديث 2 . ( 2 ) - همان ، حديث 3 . ( 3 ) - همان ، حديث 5 .